اصلا نمیخوام مواردی رو که بارها در رسانه ها تکرار شده اینجا هم تکرار کنم، امشب هر نوع ترقه و بمب و وسائل آتش بازی رو که فکرش رو بکنید به چشم دیدم!
به این فکر میکنم که پلبس زحمتکش ما این همه مراقبت میکنه و در آخر در سر چهار راه ها، به جای گل و روزنامه، ترقه فروخته میشه!
به این فکر میکنم که این ترقه های قوی چه بر سر اعصاب مردم میاره و کسانی رو که نیاز به استراحت دارن اذیت میکنه!
آسیب دیده های این شب هم به کنار که خودش مثنوی هفتاد من کاغذ میشه!
واقعا چرا!
چرا عرصه رو بر یک آئین قدیمی ایرانی چنین تنگ میکنیم تا به اینجا برسیم! رسم پریدن از روی آتش و زدودن تباهی ها تبدیل شده به بمب و ترقه های آنچنانی! حتی الان هم صدای ترقه های قوی در تهران بگوش میرسه!
چرا همیشه صورت مسئله رو پاک میکنیم! چرا نباید در محلی برای برگذاری این جشن لوازم آتش بازی که بصورت استاندارد و ایمن ساخته شده در اختیار مردم قرار بگیره تا این مراسم در ایمنی نسبی و کمترین ضرر و زیان به پایان برسه؟ اگر وسائل استاندارد و مناسب در اختیار مردم قرار بگیره، به هیچ عنوان سراغ وسائل غیر استاندارد متفرقه و غالبا چینی نخواهند رفت!
حتی میشه از دریچه اقتصادی به این مسئله نگاه کرد، کارخانجات تخصصی میتونند در این زمینه فعالیت کنند و محصولات خودشون رو در اختیار مردم قرار بدن، تولید اشتغال و سرگرمی، یک تیر و دو هدف!
میشه با مدیریت این موضوع از آثار مخربی که در حال حاضر داره پیشگیری کرد.