باران
ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٩  کلمات کلیدی: باران ، آب ، آب و هوا

فکر میکنم بیشتر ما اون شعر معروف باران رو در دوران دبستان به یاد داریم:

باز باران با ترانه

با گهر های فراوان

میخورد بر سقف خانه

.....

یاد روزهائی که در اهواز پشت پنجره می نشستم و حباب های آبی رو که روی آب جمع شده در حیاط به خاطر باران شدید و مداوم ایجاد میشد رو می شمردم بخیر. چه روزهائی بود و چه زمستان های پرباری.

متاسفانه، به خاطر مستقر شدن 2-3 سیستم پر فشار بر روی ایران و منطقه خاور میانه، عملا امکان نفوذ جریانات ناپایدار رو بروی ایران وجود نداره که باعث آلودگی بیش از اندازه در تهران و شهر های بزرگ ایران مثل اصفهان، تبریز، اراک، اهواز، مشهد و . . . شده، خوشبختانه این شرایط با ورود یک سیستم ناپایدار قوی در هین هفته به پایان میرسه و بارندگی ها در غرب کشور شروع میشه، گرچه این سیستم تا جائی که مشخص شده فقط مناطق غربی و نیمه شمالی رو تحت تاثیر قرار میده ولی امیدوارم سیستم بعدی تمام خاک ایران رو بپوشونه و بارندگی خوبی در کل ایران انجام بشه چون هر روز که میگذره، سال آبی جدید رو از دست میدیم و متاسفانه به یک تابستان گرم و بی آب نزدیک تر میشیم.

یک سایت خوب هواشناسی که توسط یکی از شاغلین در سازمان هواشناسی کشور اداره میشه رو اینجا معرفی میکنم:

http://iranmet.blogfa.com

ایشون مثل بنده و تعداد زیادی از دوستان که در این بلاگ پست میدن به آب و هوا علاقه بسیاری دارن، به همین دلیل این بلاگ رو راه اندازی کردن.

 


 
رعد و برق و باران
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٧  کلمات کلیدی: آب و هوا ، باران

امروز اصفهان روز گرمی رو پشت سر گذاشت ولی بعدظهر هوا کاملا دگرگون شد و رعد و برق شدید و باران جای اون گرما رو گرفت، روی پشت بام با دوربین موبایل از چند رعد و برق فیلم گرفتم، لحظه برخورد آذرخش با زمین رو ببینید، عکس ها مرحله به مرحله مسیر حمله آذرخش یه زمین رو نشون میدن:

(کیفیت عکس ها بالا نیست ببخشید)

 

و بار سوم که به زمین برخورد کرد!

البته میدونم که این کار خیلی خطرناک هست ولی من شدیدا عاشق رعد و برق هستم، هر کدوم برای خودش شکل خاص و بسیار زیبائی داره مخصوصا وقتی به زمین برخورد میکنند.

زمانی که رعد و برق میشه به این فکر میکنم که ای کاش میشد از این انرژی پاک و رایگان استفاده کرد، وسیله ای ساخته بشه که بتونه نیروی الکتریکی آذرخش رو جذب و ذخیره کنه، از قدیم گفتم " نیاز مادر اختراع هست" و اطمینان دارم روزی میرسه که نیروی الکتریکی این آذرخش های زیبا توسط انسان مهار میشه.

 

 


 
طوفان تندری
ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٤  کلمات کلیدی: آب و هوا ، باران ، ایران

تصویر ایران در ساعت ١۶:٣٠ بعد از ظهر امروز ۴ شهریور ١٣٨٩، توده عظیمی از ابرهای تندری! بر فراز شمال هرمزگان، شرق فارس و جنوب کرمان قابل رویت هست، به احتمال زیاد در این قسمت از ایران بارندگی بالائی ثبت خواهد شد.

امتداد این ناپایداری بصورت یک قوس به شرق هرمزگان میرسه و بعد از عبور از شرق تنگه هرمز به کوه های عمان و در اونجا هم لکه های ابر کومولوس قابل مشاهده هست.

این ناپایداری نتیجه انتقال رطوبت از اقیانوس هند و همزمانی اون با سرد شدن هوا در لایه های بالائی جو بر فراز فلات مرکزی ایران هست.

در مقابل در شمال غرب، نفوذ یک سیستم ناپایدار مدیترانه ای قابل مشاهده هست که از سمت استان های آذربایجان غربی و شرقی وارد ایران شده.

در شرق طوفان شن در منطقه زابل و سیستان کاملا مشخص هست، دامنه طوفان تا مناطق داخلی افغانستان کشیده شده.

و در بین این دو سیستم، خاک تشنه و تفتیده ایران چشم انتظار اولین رگبار های پائیزی هست....


 
باران
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٩  کلمات کلیدی: آب و هوا ، باران ، دل تنگی

آب و هوای تهران واقعا عالی شده، باران می باره و من فراموش کردم در شهری هستم که آلودگی هوا بسیار وحشتناکش زبانزد خاص و عام شده!

الان که این پست رو مینویسم، رعد و برق و باران تمام شهر رو گرفته، هوا بسیار خوب و لطیفه، رعد و برق گرچه صدای گوشنوازی نداره ولی برای خاک تشنه بهترین موسیقی محسوب میشه.

با این که از خطرات رعد و برق کاملا آگاهم ولی نمیدونم چه چیزی در این پدیده هست که من رو اینقدر به خودش جلب کرده، شاید به این خاطر باشه که هر کدومشون با دیگری فرق میکنه، شکل و صدای متفاوتی دارند با این که از یک منبع بوجود میان.

منشاء همه پدیده ها آفریدگار هستی هست، گرچه هر کدوم برای خودشون شکل و ظاهر خاصی دارن ولی همه از یک نقطه شروع شدن.

 باز هم دلم گرفته . . .

 


 
باز باران..................
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۳  کلمات کلیدی: آب و هوا ، بهار ، باران ، دل تنگی

باز باران با ترانه

با گوهر های فراوان

میخورد بر سقف خانه

. . . .

هر وقت بارون میاد، یاد این شعر دوران دبستان می افتم، یاد دوران جنگ و ساعت های زیادی که پشت در توری خونه می نشستم، به حباب های هوا که با بارش بارون روی سطح آب تشکیل میشد نگاه میکردم و میشمردم کدومشون بیشتر عمر میکنه . . .

بارون که میاد دلم میگیره، دلم هوای جنوب رو میکنه، اهواز، کوروش، خیابان ١۶ پلاک ٩۶ چه روزهائی بودن . . .

تهران داره بارون میاد و من باز هم دلم گرفته . . .

پ.ن : خوندن کتاب احمد محمود تمام شد، چقدر تلخ و چقدر آشنا . . .