باز باران..................
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۳  کلمات کلیدی: آب و هوا ، بهار ، باران ، دل تنگی

باز باران با ترانه

با گوهر های فراوان

میخورد بر سقف خانه

. . . .

هر وقت بارون میاد، یاد این شعر دوران دبستان می افتم، یاد دوران جنگ و ساعت های زیادی که پشت در توری خونه می نشستم، به حباب های هوا که با بارش بارون روی سطح آب تشکیل میشد نگاه میکردم و میشمردم کدومشون بیشتر عمر میکنه . . .

بارون که میاد دلم میگیره، دلم هوای جنوب رو میکنه، اهواز، کوروش، خیابان ١۶ پلاک ٩۶ چه روزهائی بودن . . .

تهران داره بارون میاد و من باز هم دلم گرفته . . .

پ.ن : خوندن کتاب احمد محمود تمام شد، چقدر تلخ و چقدر آشنا . . .

 

 


 
نرم نرمک می رسد اینک بهار
ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱۸  کلمات کلیدی: بهار ، شعر
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستو های شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار!
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی پوشی به کام
باده رنگین نمی نوشی ز جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار


 

زنده یاد فریدون مشیری