آپدیت دیر به دیر، سفر اهواز
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٦  کلمات کلیدی: مسافرت ، آپدیت ، زندگی ، دل تنگی

سلام

خوب الان بیشتر از 3 هفته هست که چیزی ننوشتم، راستش درگیری های این زندگی بعضی اوقات اونقدر زیاد میشه که نمیرسم بیام اینجا! و تعجب میکنم دوستانی که از من درگیر تر هستند مرتب بلاگشون آپ میشه! حتما ایراد از من سرا پا تقصیر هست! باید روش زندگی ام رو یک تغییر اساسی بدم.

 

سفری داشتم به اهواز، محل تولد و بزرگ شدنم، اهواز دیگه اون اهواز قدیم نیست، نمی شناسمش! خیلی شلوغ شده و بزرگ و ایضا آلوده!

هر بار که از پنجره هتل به کارون نگاه میکردم دلم میگرفت، غصه ام میشد که با این رود چه کردند! کارونی که در تابستان ها هم میخروشید و کف به دهان بود حالا تبدیل شده به یک رودخانه کم عرض کم عمق که تخته سنگ های کف رودخانه با راحتی قابل دیدن هستند و ایجاد چند آبشار کوچک میکنند! روزگاری به جز چند جزیره کوچیک، در میان کارون چیزی نبود جز آب و حالا جزیره هست که از کف رود بالا میاد و به هم پیوند میخورند! روزی دور تا دور کارون برای جلوگیری از سیل خاکریز های 5 متری احداث کردند و حالا بستر خشک کنار رود رو تبدیل به پارک میکنند! چمن میکارند و آب کارون در حال احتضار رو صرف آبیاری چمن میکنند! بوی بد فاضل آب که بی پروا قلب کارون رو هدف گرفته  و بدون کمترین تصفیه! به رود تخلیه میشه! مشام رو آزار میده، دیدن درختانی که از گرمای مثل تنور شهر به رنگ قهوه ای در اومدن و برگهاشون در حال ریزش هست، دیدن نخل های فلکه فرودگاه که حفاظ بدنشون رو با ندانم کاری یک مشت آدم نادون و روشن کردن آتش از دست دادن و با زبان بی زبانی از عریانی خودشون شرمسار هستند! از مترو! اون هر در شهری که آب زیرزمینی فقط 1 متر با سطح زمین فاصله داره و از 5 سال پیش تا به حال سانتی متری! پیشرفت نداشته و فقط زندگی مردم رو با ترافیک بیجا به هم ریخته! از فقر که از سر و روی شهری میباره که بدون اون ایران پولی برای خرج کردن نداره! ثروتی که اهواز از 1 ریالش بی بهره هست! هوای آلوده از دود صنایع نفتی و  ماشین ها، جمعیتی که در دل گرمای 54 درجه توی خیابون به دنبال روزی حلال بودند و شهری که از اولین امکانات زندگی و سرگرمی محروم هست! غصه دارم میکنه.

 

دلم گرفت . . .

 


 
دل تنگی
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٩  کلمات کلیدی: دل تنگی ، زندگی

از نامردمی ها دل تنگم،

از نامهربانی ها دل تنگم،

از رو راست نبودن افراد، از حس زرنگی کردن ها  دل تنگم،

از این همه دروغ و ریا دل تنگم

 

 

 


 
زندگی
ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۳  کلمات کلیدی: زندگی ، امید

یک موقعیت خاص در زندگی دارم،

خدایا، میدونم بنده خوبی نیستم، ولی ازت کمک میخوام، توی این موقعیت فقط و فقط تو هستی که میتونی کمکم کنی.

امیدم به تو هست . . .